شبهات اردیبهشت 

اردیبهشت ماه رخدادهای مهمی است  ، سالگشت ها و یادمان ها یی که همواره شبهات مختلفی در باره آنها  رواج داشته است . 
اردیبهشت ماه رخدادهای مهمی است  ، سالگشت ها و یادمان ها یی که همواره شبهات مختلفی در باره آنها  رواج داشته است . 
کد خبر: ۱۵۵۰۸۸۵
نویسنده احمد میراحسان
امسال شهادت پیشوای فقه جعفری  علیه السلام  قرین روزی از این ماه شد و مجال بزرگ برپا داشتن امر اهل البیت علیهم السلام   و ضرورت  ابتناه جمهوری اسلامی بر میراث امام صادق علیه السلام جهت رفع مشکلات گریبانگیر و نفی بیعدالتی  ها و تبعیض ها و مشکلات و بحران های اقتصادی و اجتماعی را یاد آور شد . پایان دادن به مافیا و باندها و حرامخواری و تصاحب انفال و خصوصی سازی غلط و  رانتخواری قشر ممتاز و  نظام ‌بانکی غارتگر اموال ملت و مستضعفان به وضوح تنها با بازگشت به فقه جعفری و اجتهاد زنده با توجه مقتضیات  زمان و مکانی  موجود  ممکن است ، اجتهادی  درست  و بر اساس مبانی صحیح  برای باز کردن گره های بسته !

روز خلیج فارس در اردیبهشت  جا دارد به فرصتی بدل شود  برای تفکر عمیق در خصوص هویت و تمدن ایراتی که باید به تفصیل به آن پرداخت . 

چهلم شهید لاریجانی‌ در این ماه ، امکان  بزرگ داشتن او را فراهم آورد و بیان نظرات گوناگون در خصوص شهادت شان .

در کل دو نگاه اصلی خود را آشکار کرد . نگاه اول ، از سوی کسانی بود که موافق نفی صلاحیت ایشان به سبب  دوتابعیتی بودن ، ملاقات با کسینجر،  روش تصویب برجام و همراهی با خطای حضرات  روحانی و ظریف بودند . از نظر ایشان،  حکمت رهبر شهید  با گماشتن او به ریاست شورای امنیت ملی ، اعاده حیثیت از شهید لاریجانی بود. این اعتماد  ، مقدمه رحمت الهی در حق ایشان و شهادت و پاک شدگی از هر آلورگی دنیایی گشت .  اجر تلاش هایش را گرفت و توبه او که هر مومنی مکلف به ِآن در هردم است قبول آمد و نشانه اش شهادت بود . 

با این توبه همه فضیلت هایش ، نیکی ها و عبودیت و دانش و توانایی هایش  و خدمت بزرگ نهانی او که خدا به آن آگاه است و صبر جمیلش  اجر یافت و همه لغزش هایش در دوران گوناگون تصدی  و مدیریت در صداو سیما و مجلس شورا و...ان شاءالله  محو شد. او به جبران برجام پرداخت و در ایستادگی برابر شیطان بزرگ به خط ولی شهید  گردید و صلای مقاومت سر داد  و علت شهادتش هم همین قیام علیه خط تسلیم بود . او البته  هرگز بر خلاف غرب باوران کمترین اسائه ادب به مقام معظم رهبری روا نداشت و همواره تبعیت و محبت و احترام خود را بیان کرد و هرگز اهل نفاق سکولارهای  ددون قدرت نبود که هر باوری را به ولایت فقبه و‌جمهوری اسلامی از دست داده ولی بانقاب در قدرت نقش موریانه را ایفا می کنند . پاداش صدق او توبه و مقاومت علیه آمریکا و شهادت بدست دشمن وحشی خدا و اهل بیت وحی بود .

اما گروه دوم همان کسانی هستند که در خط تسلیم به آمریکا و غرب قدم زده و بر خلاف شهید لاریجانی ، اهل نهان روشی بوده اند و از ابن شهادت  هم کوشیدند با تحریف  ، فرصتی به سود انحراف خود بسازند . درست در زمانی که از آسمان و زمین هزار سند و تجربه و امر واقع می بارد تا پی به استباه خود ببرند و صادقانه توبه کنند و به خط مقاومت برگروند ، همچنان دروغ می گوبند و پست لفاظیدهمان‌نقشه تسلیم و‌پایان دادن  به نظام دینی و غرب پرستی را‌پیش می برند. اینان سخنی مضحکی سر دادند . اینکه شهادت او به سبب موافقت با مذاکره بود و ترامپ نمی خواهد خط اعتدال و سازندگی پیش برود !!!! مضحک بودن این روش ترامپیستی جعل با وجود مبرهنات اییتادگی و یخن مککر شهید لاریجانی دال بر استقامت و لعن آمریکا و ترامپ  نیاز به سخن دیگر جز سخنرانی های آخرینش ندارد اما کسانی که خود را به کری و کودی می زنند درمانی ندارند. 

اما سالروز شهادت شهید مطهری ، سرشار از اسف است . او دانشمندی بی بدیل و عالم ربانی عصاره زندگی امام بود . پس از شهید سبد  باقر صدر و شهید مصطفی خمینی  و از نظر علمی پیشاپیش شهید موسی صدر  ، امید آینده اسلام و ایران بود . و دشمن خوب می دانست چه ستون و ستاره درخشان را از انقلاب اسلامی می گیرد . 

دریغا که  ما بازماندگان هیچ معرفتی در خصوص  ارزش آثار ایشان و نشر شان و ادامه گفتمان هایشان خصوصا در باره انقلاب اسلامی و معارف اسلام شناسی شان نداریم  و بسیار بی ذوق و بی خلاقیت تفکر ایشان را وانهاده و به نشر بسیار  فشل اکتفا کرده ایم . و موهبتی را ارزان هدر می دهیم اول اردیبهشت روز گرامیداشت سعدی و آخر آن روز بزرگداشت حکیم عمر خیام است . و همچنان درک اهمیت شعر در فرهنگ ایرانی را گوشزد می کند . شعر فارسی تنها شعر نیست .  بنایی عظیم است که زبان فارسی زهدان آن است و خود به گهواره زبان فارسی بدل شده است. شعر فارسی آینه روح ایران است . در آن عشق ، نیایش ، حکمت ،رندی، خوف از خدا ،  مذهب، و عبودیت و اخلاق و دوستی و فرهنگ و تفکر ،پرسش ،فلسفه  ، شکوه آیات ابدی و نیز  طبیعت ، آسمان و دریا و جنگل و پرنده و گل و سرو و ستاره و شب و آفتاب گرد آمده است .
 
مایه نشاط  شادمانی  و سرخوشی ،  سرمستی از جمال و زیبایی  موج می زند.  اندوهگساری و همدلی و غم فراق و شوق وصال از آن می بارد و  شالوده زبان فارسی در آن استوار شده است و این خود آبگینه هویت و تمون ایرانی است    مناسبت روز کارگر و روز معلم در اردیبهشت امروز بسیار مهم است . کارگر و معلم دو ستون زندگی عادلانه  ایران است تولید شرافتمندانه داخلی برای زندگی حلال و عزتمند و بی نیازی وابستگی به گرگان جهانی در یک سو   و تعلیم و تزکیه و تربیت انسان الهی   دو پایه حیات طیبه و حلال  ماست  و قدر معلم و کارگر را روشن می کند . آنان سازندگان و تولیدگران زندگی ، با پایه های عادلانه زیست  اقتصادی و زندگی معرفتی برای  ما محسوب می شوند .این هر  دو  امر حیاتی و مرتبط و موضوعی کلان  برای انقلاب اسلامی و امروز  ماست . می خواهم در باره این دو موضوع سخنی مفصل تر بگویم‌ .
☆☆☆☆
روز کارگر برای ما مجال بزرگ‌ یک باز اندیشی جدی و ضرورت اجرای اسلام علیه بیعدالتی   است و نقد راه های غلط شرق و غرب در باره  نقش  حلال کارانه  نسبت سرمایه و نیروی  کار انسانی  است .  
ظهور انقلاب اسلامی و رساندن صدای زنده اسلام بوسیله  امام خمینی ره و امام شهید  خامنه ای ره  ،  به معنای ظهور یک‌جایگزین معطوف به حقیقت عدل  الهی برابر انواع تحریفات اومانیستی بود . از جمله  این تحریفان آگاهی غلط در باره نقش کارگران‌ است. کسانی که موقعیت کارگر را با دو صورتبندی اقتصادی مبتنی بر مالکیت ابزار کار ، نقش سرمایه ، فروش نیروی کار و کسب ارزش اضافه‌ از سوی مالک سرمایه ، با مالکیت اجتماعی ابزار تولید بوسیله طبقه کارگر و دولت پرولتری  توضیح می دهند ، دچار فریب کارگران می شوند و مالکیت دولت که صرفا مالکیت جمعی حکمرانان است را به نام مالکیت کارگران جا می زنند . باید پرسید ، اولین نشان داشتن مالکیت ، امکان و اجرای اراده فروش کالا است   آیا کارگران  حق فروش کارخانه ای را که  در آن کار می کنند یا کل کارخانه ها را در دولت پرولتری دارند ؟   اگر دارند به چه حقی  دارند ؟ ‌  از سوی دیگر حتی اگر تمام اعضای جامعه کارگری توافق کنند  اموال منتسب به خود را در محیط کارشان بفروشند  اقشار دیگر  چه می شوند؟   کارگران  چه حق دارند اموال کشاورزان و  کارمندان و....را بفروشند . چون  مالکیت اجتماعی و عمومی باید شامل همه افراد ملت و یک کشور شود و همه  منابعی که در تولید ثروت و تاسیس یک کارخانه سهم دارد که ارث کارگران‌ نیست . این فریب کارگران است . از سوی دیگر اگر  کارگران حق فروش ندارند ،  چنانچه جمعی تصمیم به فروش گرفته باشند این چه حق مالکیت ابزار تولید است ؟ معلوم می شود اساس کار بر فریبکاری استوار است . در واقع ما با مالکیت دولت که فقط اسمش دولت کارگری است و عمل کنندهربه هر آن چه است که تصمیم می گیرد  و اراده می کند روبروئیم . حال این دولت می تواند دولتی عادل باشد یا جائر به هر رو بنام طبقه کارگر در حال حکمرانی بر اساس شالوده فکری و ساختار و ارزش هایی است که به او موجودیتی مستقل از هر طبقه بخشیده و البته می تواند به سود هر طبقه ای اعمال قدرت کند .  از جمله طبقه کارگر و در جایی هم کارگران را سرکوب نماید . 
حتی اگر حکومت  را‌کارگران از میان خود انتخاب کنند ، به محض  جدایی موقعیت واقعی از کارگری و کسب درآمد غیر از  فروش نیروی کار و کارگری و پس از تغییر شغل و  آن که  آنان پشت میز های خود در وزارت خانه ها  و نهادهای حکمرانی قرار گرفتند ، دیگر کارگر نیستند و   کل  ماشین دولتی به این ترتیب  هرگز از کارگران تشکیل نمی شود و چه کسی است  که نداند ، در دولت های سوسیالیستی  همیشه مشتی سیاستمدار حرفه ای و متخصص کشور داری کرده و به اسم کارگران ، خود  قشر حاکم‌ بر کارگران بوده اند و ِآنان و کل ملت  را اداره می کنند و نه کارگران حاکم بر همه باشند ! و تازه اگر باشند باز این بیعدالتی است . چون فرضا بورژوازی بر همه حاکم بوده و همه را تحت ستم قرار داده ، حال کارگران هم باید چنین کنند و با وعده سر خرمن کمونیسم دیگر اقشار را سرکوب نمایند ، یک تدهم ایدئولوژیک و وهم و خیال فلسفه بافانه و انتزاعی است .  این یک‌اغوا است که نام‌خود را دولت پرولتاریا  می گذارد . مسئله دیوانسالاری را ، ولو شورا های کارگری درمان نمی توانند کند . شورا های کارگری به  یک شکل صوری  و نمایشی در خدمت حکمرانی حزب و نقامات حاکم  قرار می گیرند . قرن بیستم قرن ثبت حکمرانی خشت دولتی با نام حکومت پرولتری و نظم موحش امنیتی آن بود که در نظام استالینی ، مائویی ، پولپوت  و...‌ فجایع ببار آورد .
 
در جامعه سرمایه سالاری هم موضوع از این بدتر است . و فجایع نظام درنده سرمایه داری را همه  قرنهاست که تجربه می کنند خصوصا در قرن نوزده و بیست و بیست و یک در جهان و در غرب . دو جنگ وحشیانه اول و دوم جهانی شاهد عینی است   و انبوه کودتاها و خونریزی ها و کشتارها .
 موضوع  فاصله واقعیت دولت و واقعیت طبقه ، از مشکلات نظریه دولت در نظام سوسیالیستی اس
 
ت  . و نظام سرمایه داری  لیبرال هم که  آشکارا نقش غارت قانونی کل اموال ملت را قانونی می کند و اختصاص منافع کلان به سرمایه داران و فساد یک در صد و بردگی همگان امری روزمره است .
آیا اسلام راه حلی دارد ؟ بله . دو راه حل در طول هم ، راه های واقعگرایانه که قابلیت تحقق  دارد .
اول ان که در فرماسیون های پیشا ظهور و ظهور تفاوت ماهوی وجود دارد  . با ظهور  اسلام کامل و عصر عدل جهانی که اساس آن بر اراده و قدرت لایزال الهی متکی است ،  اساس کره ارض  و انسان و رهبری و نظام جکمرانی ماهوا تغییر و امکان هر ظلم از هر گونه آن از بین می رود و مواسات اصل  رفع نیازها قرار می گیرد و به انسان  توان یک زندگی بهشتی داده می شود و با احساس نیاز به شئ ،  آن شئ حاضر می شود و مردم از همه  نیّات و خواست و اوهام دنیوی و   کنش های اصل جاهلی  دور و از زرپرستی و وهم مالکیت دور می شوند می فهمند  که مالک اصلی خداست و آنان به قدر ضرورت های زیستن خود رزق خویش را دارند و  بیهوده به  زرپرستی و تکاثر و ضبط اشیا با وهم مالکیت نمی مردازند و  متصرف اشیای منقول و غیر منقول  نمی شوند .
اساسا قوانین و وجود افراد در عصر ظهور تغییر می کند . 
 کارگر بودن در جمهوری اسلامی نه همچون کارگر بودن در جهان غرب است ، نه در جهان شرق ، نه بر رابطه کارگر و کارفرما ، قواعد دنیای  سرمایه سالاری و لیبرال دموکراسی حاکم است و سرمایه دار ارباب و فعال ما یشاء است و نه مناسبات جهان دیکتاتوری پرولتری و در واقع  سرمایه داری دولتی بر آن حاکم است ‌ . فاز دوم جهان سوسیالیسم مارکسی ، یعنی بعد از دوره دیکتاتوری طبقه پرولتاریا،  نوبت کمونیسم و حذف طبقات میرسد . در عمل  شوروی  تجربه یک نظام مستبد قشر ممتاز حزبی با امتیازات ویژه را بجای حذف نظام طبقاتی ، به ثبت رساند . 
اسلام هم به سپردن کارها به دست این و آن طبقه باور ندارد و این را هم اغوا و هم ظام‌محسوب می دارد . 
☆☆☆▪️︎
مسئله آن است که در واقعیت و نه ادعا  ، جمهوری اسلامی دنبال چیست ؟ و تا چه اندازه خواست های نظری در عمل دولت ها پیاده شده است  ؟
 حقیقت آن است که در جمهوری اسلامی قدرت نولیبرالیسم بارها منجر به اجحاف با کارگران و معلمان شد و دولت های غربگرا و مدافع سرمایه سالاری لیبرال  آنان را سرکوب کردند و از فرمان خدا و رسول خدا و دو ولی فقبه مسلما  سر پیچیدند و پرونده های خیانت گشوده است . اخراج غیر قانونی و بیکاری جمعی و حراج کارخانه ها و فروش شان مفت به بخش خصوصی رانتخوار و بر باد دادن کارخانه ها و  فروششان و اخراج کارگران و....  را نباید فراموش کرد . شهید رجایی و شهید رئیسی دو رئیس جمهوری بودند که نه  فقط با لفاظی  و در حرف و ستایش نان کارگری و شرافت کارگری بلکه با تمام‌نیروی عدالتخواهانه و وسع شان به  معضل تبعیض و بیعدالتی در حق کارگران و معلمان پرداختند . آنان به طور استراتژیک با نظام سرمایه سالاری مخالف بودند  نه آن که بخواهند  با تقش ایوان،  از پای بست ویران بودن بر خورد به معضل کارگران و دفاع دولت از  فساد نابودی تولید بوسیله سرمایه داری فاسد و فشار بر طبقات فرودست را که اکثر ایرانیان در همین زحمتکشان در  دوران تحریم سیاه بودند پرده پوشی کنند. 
امروز اقای دکتر پزشکیان با افتخار می گوید نان کارگری خورده است و از عزت و شرافت کلرگران می گوید . این عالی است . اما ایا کلمه ای نباید در باره حقوق کارگران و راه های عملی دفاع از آنان گفت و نباید گفت اولین ظلم به میلیونها کارگر و کشاورز و معلم و کارمتد جزء ، همان سرمایه سالاری نولیبرالی است که  ضد عدالت اجتماعی گروه و حزب غرب پرست دنبال کرده است و در اقتصاد  سباسی و صنعت و تولید کشاورزی و خرید محصولات  و سیاست  بانک مرکزی و سیاست پولی و بانکی و تودم و  گرانی طبقه زحمتکش ما را در همان زمان‌تحریم های وحشیانه دچار فشار هلاکت بار کرد؟ و سبر تححاف به خانواده هاشان شد و آموزش و پرورش طبقاتی را رواج داد تا در کنکور و دانشگاه های‌معتبر فرزندان غرب پرستان تخصیلات عالی کنند و در ایران و خارج تخصص بدست اورند و بر حاکمانی بدل گروند که در دانشگاه هامان دیدیم فرزندان شان به جه رکاکت  و بی حیایی شعار ضد ایران و اسلام و موافق دشمن اپستینی  سر دادند .
 
بهتر است به نگرش امام خمینی ره در باره جایگاه حقیقی کارگر و مستضعفان در جمهوری اسلامی خقیقی و عدالتخواه باز گردیم و از آن ضروری تر به دیدگاه فقهی امام شهید . ایشان‌ عمیقا متکی به روایات ائمه اطهار علیهم السلام  بودند و  طبق عین روایت معتقد بودند اگر به کارگر ظلم شود  از آن فرد و نظام‌ و ظالم نه خیری قبول می شود و نه بوی بهشت را می شنود .
فتوای ایشان  زیاد نکردن خقوق کارگران و حقوق بگیران بر اساس تورم واقعی ، سرقت حق و سهم آنان از اموال ملی بوسبله سرمایه داران و انواع پرداخت ها و وام های کلان و عدم‌پرداخت مالیات ها و سوء استفاده خصوصی از انفال بوسبله اشرافیت فاسد و حتی محتملا عدم رشد دانش و مهارت کارگران و انواع تبعیضات در حق آنان و فرزندانشان در خدمات عمومی و آموزش و پرورش و درمان و بیمه و... نداشتن خق اعتراض و دفاع از حق خود به صورت قانونی و بیان آزاد مطالبات و شکایت از دست متجاوزان قدرتمند ..همه ظلم‌ به کارگران محسوب می شود .  کارگر اگر تبعیض و غارت ثروت ملی نباشد با نان هم می سازد . یک نظام عادلانه ی  کار ،  او را به شوق می آورد اما چپاول قشر قدرتمند اقتصاد فاسد و بی اعتنایی به رنج ظالمانه در دنیا و آخرت عقوبت دارد . 
اردیبهشت  ، ماه پر برکت تذکرات الهی در باره حقایق مادی و دنیوی و اخروی و فرهنگی است از بنی ادم اعصای یک پیکرند سعدی   .... تا  کارگاه کوزه گری خیامی . گوش شنوا حقایق را به خاطر می سپارد و عمل می کند و از قرآن و عترت تخطی نمی کند .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها